گويا امريكا دوستي ِ يزيد ، به مزاج ِ هيچ كس خوش نمي آيد . تا اين لحظه چند نام بيش تر به خاطر نمي آورم كه ديده باشم نسبت به امريكا نظر ِ خوبي داشته باشند : دوست عزيزمان سيامك ؛ دوست عزيز تازه مان مرد ِ فمينيست ؛ عزيز قديم شمشاد ؛ جناب درويش پور ؛ ... و ديگر كي ؟!
ناناي نازنين كه در امريكا زندگي مي كند ، گاه اشاراتي دارد ، امّا نديده ام به صراحت بگويد كه امريكا را چه مي داند ؟ دوست يا دشمن ؟!
عزيز ِ عزيزتر از جان : خُسن آقا ، ( منهاي اين پست آخريش ) كه گهگاه هنوز از همان لفظ ِ « شيطان ِ بزرگ » استفاده مي كند ! و نمي توان فهميد كه « شيطان » را چگونه مي بيند . ( به زودي چند سطري در باره ي ِ « شيطان » خواهم نوشت . )
آيت الشّيطان استمناء را هم نمي فهمم كه چه نظري دارد . از شمر نازنين ** هم سخن ِ مشخّصي به ذهن ندارم .
البتّه دوستان بسيار بيش از اين هستند . غرض اين كه ...
گويا بايد دسته بندي كنم : 1 – دوستان 2 – دشمنان .
و خود ِ دشمنان ، انواع و اقسام اند . سوسول مكتبي ها نيز بسيارند . باور نمي كنيد ، نوشته ي سيبستان را بخوانيد ، كه در باره ي قتل ِ تئو ونگوگ چها نوشته .
ممكن است ايراد بگيرند كه چرا حدّت به خرج مي دهم . معمّايي در كار نيست . بايد مرز بندي ِ دقيق و روشني داشته باشيم . لابد سيبستان در باره ي من نيز همين را خواهد گفت ، اگر يك مادر جنده سيّدالشّهدايي پيدا شود و مرا القتال ُ في سبيل الله كند ! و نمي فهمد كه اسلام – اسلامي كه من مي شناسم – حتّي به خود ِ او هم رحم نمي كند .
□
براي من هيچ ملاك ِ ديگري معنا نمي دهد . دو نوع داريم : 1 – ما 2 – مسلمانان ؛ يا به عبارت ِ ديگر : 1 – انسان 2 – مسلمان .
و اكنون ، رويارويي به سر حدّ ِ نهايت ِ آشكارگي ِ خود رسيده است ؛ نه تنها در ايران ، كه در همه ي ِ جهان .
□
كساني از ما هستند كه به امريكا به همان چشمي مي نگرند كه آخوند / اسلام مي نگرد .
...
رها كن يزيد !
كير ِ خر توي ِ كسّ ِ خواهر و مادر ِ هرچه ايراني است . اوّل خودت و بعد همگان . چه خودت را خسته مي كني ؟ وقتي آدم هايي پيدا مي شوند كه هنوز از ايران ِ آريايي سخن مي گويند ، بايد بفهمي كه بيماري تا كجاي ِ هُم فيها خالدون ِ مغز ِ ايراني را تباه كرده است .
كسّ ِ ننه ي ِ جنده تون ! اگه الان كورش زنده بود ، پاي ِ پياده به امريكا مي رفت !
هي از عظمت ِ ايران گُه مي خوريد . بياييد اين جا ، ببينيد بزرگان ِ آريايي تان چه نكبت هايي شده اند . بشمارم ؟!
:
...
پرويز شهرياري ِ زرتشتي تان ، خايه هاي ِ علي لاريجاني را خورد .
فتح الله مجتبايي تان خورد . ( مي دانيد فتح الله مجتبايي كيست ؟ يكي از اركان دانشگاهي ايران ؛ نه دانشگاه ِ جمهوري اسلامي ؛ بلكه ايشان سالها در هند ، در امريكا ، ... استاد دانشگاه بوده . )
رضا سيد حسيني تان خورده .
صالح حسيني تان بدجور و دو قبضه خورده .
بهرام بيضايي تان بارها از دست اينان گه خورده ؛ يعني جايزه گرفته !
عباس كيارستمي تان چنان غرق در هنر ناب شده كه انگار نه انگار كه آخوند و اسلامي هم وجود دارد !
آن بسيجي تان : مخمل باف ، شده تا به حال يك بار در نشان دادن چهره ي هيولاي محمدي فيلم بسازد ؟
...
محمود دولت آبادي تان خفه شده .
رضا براهني تان خفقان اسلامي گرفته . ( كس بي بي ! تو كه به شاه و شهبانو فحش ِ خواهر و مادر مي دادي ؛ تو كه دكتر خانلري را « لله ي ِ مادر زاد ِ نطفه ي ِ زناي ِ شاه و شهبانو » مي خواندي ، حالا چرا گُه به كام گرفته اي ؟! )
...
شجريان تان مرده ، قرن هاست !
داريوش آشوري تان ، هنوز « قرآن » را در شمار ِ « كتاب » مي آورد !! و اكبر گنجي و علوي تبار را « آدم » حساب مي كند ! ( بيهوده رفته پاريس . نوشته هايش آنقدر دور از اصل ِ ماجراست كه خود دفتر مقام معظّم حاضر است آن ها را چاپ كند !! )
يد الله رؤيايي تان به گوشه و كنايه حرف مي زند .
هادي خرسندي تان شعر براي الله كرم مي سازد ، حد اكثر ؛ و جرأت نمي كند سر سوزني از خط قرمز جمهوري عبور كند .
چقدر اسم بايد رديف كنم ؟ بزرگان تان را نام ببريد تا بگويم چند تاشان سالم مانده اند .
...
كير خر به كس خواهر و مادر هرچه ايراني است . كي هستيد شما نكبت هاي بيچاره ؟ شما ذليل شده هاي آخوند ؟
آن طرف هستند كساني از شما كه هنوز اَن ِ استالين را غرغره مي كنند . بي خدايان و حزب كمونيست كارگري و هزار و يك جور كمونيست آشقال ديگر .
...
آواز خوانان تان جفنگ مي خوانند .
حبيب تان ، شال بسيجي مي پيچد !
داريوش تان ، از روي عادت ، ترانه ي سياسي مي خواند .
حميرا تان « محمّد محمّد » سر مي دهد .
...
آن هم از شيرين ِ بوگندوي ِ عبادي تان !
...
كي هستيد شما حشرات ، كه اين همه باد داريد ؟!
جوان هاي اينجاتان براي دانشكاه جاسبي ، كس و كون مي دهند ؛ مادر قحبه ها !
استاد هاي دانشگاه هايتان شده اند يك مشت كودن ِ بي سواد ِ بسيجي ِ مادر جنده .
چه داريد بيچاره ها ؟!
شاشيدم به كلمه ي ايران تان . ريدم به هفت هزار سال تاريخ تان ، كه هزار و چارصد سال است زير چار تا آخوند ِ بوگندو ، به خود ريده ايد ؛ و حالا هم كه كسي به كمك تان آمده ، به ياري گر خود دشنام مي دهيد .
Tuesday, November 23, 2004
رها كن يزيد ...
Subscribe to:
Posts (Atom)