گایِ اهلالله بر اعرابِ جاهل سهل شد
بوالحکم چون از کمين بنمود کيرِ خر همی
وحشِ عترت، خرزهیِ مفتاش بديد و، اهل شد!
فاطمه چون ديد کيرِ کفر اندر پيشِ خويش
بر پس انگشتی نهاد و، خواستارِ مهل شد!!
بوالحکم، دختِ نبی را مهلتی داد و، برفت
شب، علی را ميهمان شد؛ خانماش گاد و، برفت
صبحدم چون شد، علی کونِ زناش را پاره ديد
بوالحکم ليکن، به زر اندود فرياد و، برفت!!!
يزيدم
مرداد يکهزار و سيصد و هشتاد و نه
مرداد يکهزار و سيصد و هشتاد و نه
در این فحط الرجال امید ما فقط به شما پیشروان ادبیات بالینی اشقیا است.
ReplyDeleteسالهاست که شما و سردار رشید کربلا شمر نرم افزار فکری ما رو تامین کردید.
ReplyDeleteکاوه از دبی
استاد صادق و بزرگوار, با روشنگري هاي شما من به خود آگاهي رسيدم و فهميدم درسته که از اتقياي دروغزن نيستم, ولي به خانواده ي بزرگتري به نام اشقيا تعلق دارم. همونايي که عصر عاشورا حسين بن علي را چون گوساله اي سر بريدند, و زينب را, همچون سر کشيدن يک آبجوي تگري، جلوي چشاي سر بريده ي برادرش سپوختند.
ReplyDeleteکاوه